الشيخ رسول جعفريان وديگران
42
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
حزم از الدرر نقل كرده ؛ همانطور كه ابن سيد الناس از ابن عبد البر نقل كرده است . بعد از چاپ الدرر اين مطلب ثابت شد . از آنجا كه ابن عبد البر در دانش حديث ، در اندلس حجت بوده و لقب « حافظ مغرب » را داشته ، سزاست كه سيرهء قابل اعتمادى عرضه كند ؛ بدين صورت كه موارد اختلاف را آورده و آراى خود را دربارهء برخى از رخدادها ، در طى آن ارائه دهد ، و در عين حال از مصادر مختلف ، با همان شمّ تاريخى خود ، در تهذيب نقلها بهره ببرد و از كتابهاى اصيلى كه برخى در حكم مفقود است ، استفاده كند و به اين ترتيب ، در تكميل و توثيق بناى سيرهء نبوى قدمى مؤثر بردارد . بعد از ابن عبد البر ، كسانى از اندلسىها و غير آنها بر روى الدرر كار كردهاند . ابن حجر در كتاب فتح البارى ، از كتابى با نام شرح السيرة لابن عبد البرّ ياد كرده « 1 » كه مؤلف آن علامه ابن منيّر است . « 2 » نمىدانيم كتاب سيرهاى كه ابن منير شرح كرده ، كتاب الدرر است يا كتابى مفصلتر ، از ابن عبد البر . ابن عبد البر و استيعاب ابن عبد البر در مقدمهء كتاب استيعاب خاطر نشان كرده است كه دو ثمره براى كتابهاى صحابه شناسى مطرح است : « ثمرهء عمومى » و « ثمرهء اختصاصى » . ثمرهء عمومى آن اين است كه تحقيق در شرح حال صحابه و سيرهء آنها براى يك مسلمان ، اين فايده را دارد كه با رفتار آنها آشنا شود و بتواند از آنها كه در بهترين دورهء تاريخى ( خير القرون ) بودهاند ، به عنوان الگو استفاده كند . اما ثمره خاص ، كه تنها جنبهء علمى دارد ، آن است كه با شناخت صحابه مىتوان حديث مرسل - كه در سند آن نام صحابى نيامده است - را شناخت . ابن عبد البر مىنويسد : معرفت صحابه ، دانشى است كه هيچ فرد آشناى به حديث نمىتواند بدان جاهل باشد و من در اين نكته هيچ اختلافى ميان علما نديدهام كه معرفت اصحاب
--> ( 1 ) . فتح البارى ، ج 7 ، ص 203 . ( 2 ) . ابن منير همان ناصر الدين احمد بن منصور بن ابى القاسم معروف به ابن منير جروى جذامى اسكندرى است . فردى كه دانشمند ، فقيه و آشناى به فنون ديگر بود . از او با عنوان « علّامة الاسكندريه و فاضلها » ياد شده و آمده است كه در سال 652 ه . قاضى آن ديار بوده است . عز الدين عبد السلام نوشته است : ديار مصر در دو سوى خود به دو نفر افتخار مىكند ، در قوص به ابن دقيق و در اسكندريه به ابن منير ( م . 683 ه . ) ر . ك : ديباج المذهب ، ج 1 ، ص 243 - 246 .